تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

325

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

سير طبيعى كل نظام است و اگر نظام وجود من حيث المجموع بخواهد نارس نبوده و سلامت راه استكمال خود را پيموده و نظام كل به موت طبيعى خود برسد ، بايد اين فرد به اين نحو دچار موت انخرامى شود ، گرچه موت انخرامى اين فرد بالنسبه به خود اوست و لكن بالنسبه به سير كاروان سلسلهء وجود ، موت طبيعى است . بالجمله : اگر اسباب و علل مقتضى نارسى افراد فراهم شد ، چاره‌اى از آن نيست . اسباب اين نارسى از اصلاب رجال و ارحام امّهات و تأثير تغذّى و تأثير شيطنتها شروع شده تا بالاخره علت تامهء ناكامى و نارسى حاصل مىشود . و با توجه به تأثير اين دستهاى دخيل در خميره و آلودگى به ميكروبها ، ناچار وجود قابل سير خط مستقيم نخواهد بود . پس در سير مستقيم ، عنايات ازليه و عطوفات و مراحم سرمديه و اوضاع پاك و محيط و فضاى صاف و كرامات تامه لازم است و اين سعادت براى من و امثال من رخ نمىدهد . كسانى كه عنايات خاصه و توجهات ربانيه و كرامات تامه ، نصيب آنها شده و دست ازل به يارى دوست به مساعدت آنها دراز شده و اصل پاك به آنها اعطا شده و خميرهء لايق براى منصب امامت از آدم تا خاتم به آنها داده شده و از نقطهء اول راست و مستقيم حركت نموده‌اند و اصلاب شامخه و ارحام مطهره را سير كرده‌اند و تحت تربيت شمس الشموس با همان پاكى كه از نقطهء مشرق آمده بودند ، سلامت از طبيعت گذشتند ، در صورتى كه نايرهء طبيعت و مقتضيات شهوت خاموش گشته و آتش طبيعت سرد شده و غولهاى بيابانى خواب بوده‌اند . « جُزناها و هي خامدة » « 1 » تا به مطلع مشرق « حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ » « 2 » رسيدند و اين سلامت در سير است « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى » « 3 » « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ » « 4 » « يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ *

--> ( 1 ) - علم اليقين ، ج 2 ، ص 971 . ( 2 ) - قدر ( 97 ) : 5 . ( 3 ) - نجم ( 53 ) : 8 - 9 . ( 4 ) - رعد ( 13 ) : 28 .